تبليغاتX
عطر ياس - يادمان 24 فرودين 87 صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
يادمان 24 فرودين 87

 بسم رب الشهدا

شنبه همان شنبه بود اما ....

وقتی برانکاردها از جلوی چشمان مان رد می شدند,  وقتی صدای آژیر آمبولانس ها کل فضای خیابان را پر می کرد, وقتی اشک های به غم نشسته مان مهمان گرم گونه هامان می شد وقتی فریاد "یاحسین" گفتن هامان فضای حسینیه را  پرمی کرد ;کسی چه می دانست چه خبر است؟دل غافلم چه می فهمید برانکاردهایی که از مقابل چشمانمان رد می شوند می روند تا ساعات و یا حتی دقایقی دیگر به عرش اعلا بپیوندند .کسی چه می دانست صدای آژیر هشداری است برای دل کندن از عرفان ها و علیرضاها...کسی چه می فهمید حسینیه امشب اخرین باری است که مهمان قدوم خاکی بچه هایی ست  که می روند تا جسم خاکی شان را به خاک بسپارند.

آری شنبه همان شنبه بود اما ...اما...! شنبه ای متفاوت تر از قبل ! شنبه شبی که فرامی رسید تا در دل تاریخ خود نمایی کند . شنبه ای که می توان " شنبه ی خونین" نامیدش برای ما بازمانده های رهپویان وصالی که امید به وصال داریم .و حال یک سال از آن واقعه می گذرد.واقعه ای بس تلخ و البته بس شیرین!واقعه ای که گویا می بایست پیش می رفت تا 14عاشق را به مرادشان برساند و یا بهتر بگویم واقعه ای که به وصالشان انجامید. وصال رهپویان وصال هایی که رفتند تا با رفتن شان ندای رهبرشان را رساتر به گوش جهانیان برسانند .همان که فرمود:" آن روزها دروازه ی شهادت داشتیم و حال معبری تنگ . هنوز هم برای شهید شدن فرصت هست باید دل را صاف کرد !



سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388-18:28 |   | ياس18ساله | گروه  |لینک به نوشته